شانسه من دارم؟

نویسنده :blue girl
تاریخ:پنجشنبه 24 اسفند 1396-12:48 ق.ظ

گوشیمو میزارم توی کتابخونه

علی میاد برمیدارتش

میزنه میپکونتش

...

چندمین گلسیه که ب فنا داده شد آخه

به همین بهانه وقتی میخام شمع کیکو فوت کنم یه دل سیر اشک میریزم...مهم هم نیست که جلوی بقیه ست

میرم تو اتاقم

برقو خاموش میکنم

سرمو میزارم رو بالشت و بعدشم هق هق و تهشم جیغ زدن و در نهایت نفسی ک بالا نمیاد...

خدایا چرا بدترین سال عمرم تموم نمیشه...

شهریور برای مصاحبه رفتم چشم پزشکی‌گفت نمره چشمت ۰.۵ و ۰.۷۵

اونوخ طولی نکشیده و آبان برای استخدامی رفتم دوتاییش یک بود...تا الان مطمئنم‌ بیشتر شده

صورتم داغون شده پر‌جوش

موهام‌ داره میریزه

فقد میخام‌ اردیبهشت برم دکتر و ببینم دیه چه گلی کاشتم

خدایا بسه دیه چقد میخای به رخم بکشی که ضعیفم؟بااااااااشه فهمیدم خودم...خودت رحم کن...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مرضیه
پنجشنبه 24 اسفند 1396 09:46 ق.ظ
زیبایی ات
هر بار وسوسه برانگیزتر از پیش است!
مثل سرخ ترین سیب دورترین نقطه ی درخت...
ومن کودکی که همیشه با زانوی زخمی به خانه بر می گردد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر