تبلیغات
آبی تر از دریاها - کی میشه تموم شه آخه

کی میشه تموم شه آخه

نویسنده :blue girl
تاریخ:یکشنبه 5 فروردین 1397-07:49 ب.ظ

هندزفری تو گوشم بود و داشتم برنامه مینوشتم

دیدم مامانم صدام میکنه...هندزفریو درمیارم و میبینم ک میگه آماده شو بریم عروسی

طبیعتا میگم ک نمیام

میگه نه چرا نمیای بیا زود برمیگردیم

همین بحث خیلی بزرگ و بزرگتر میشه تا حدی ک میگه تو رو گذاشتیم هر کاری ک دوست داری بکنی

من؟ایستادم وسط حال،با صورت خیس و بلند بلند دارم میگم من هرکاری دوست دارم میکنم؟همه زندگی حال و آینده ی من شده ب میل شما دیه کی میخاین دست از سر من بردارین؟هرکار شما خاسین کردم ک وضعیتم شده این

همه عالم و آدم میدونن ک من اصلا نمیحاستم بزنم این کد رشته رو...همش خودتون میخوندین تو گوش من ک فلانی داره ارشد میخونه فلانی تبدیل مقطع خورده تو ارشد زبان بگیر فلان کن بهمان کن....آخرشم مجبور شدم ک انتخاب کنم

الان همه ی زندگی من اونیه ک شما برام نوشتین اونوخ نمیخاین حتی سر یه عروسی رفتنم دست از سرم بردارین؟

میام تو اتاق..درو میبندم،برقو خاموش میکنم خودمو پرت میکنم رو تخت و بلند بلند گریه میکنم...

سرم‌،معده م،قلب لعنتیم همه درد میکنن...

منی ک با گریه و نفسی ک‌ بالا نمیاد فقد دارم میگم خدایا بسه دیگه...




+کانتکتای تل رو نگاه میکنم

شماره هایی ک دارم

فالوینگای اینستا

هیچکی نیس ک بخاد باهام‌ حرف بزنه و طبعا یکمی بهتر بشم پس‌مجبورم‌همه چی‌رو بریزم اینجا تا حداقل یکمی اعصابم‌آروپ تر...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر